الفيض الكاشاني

175

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

والدين در نهان او را سرزنش كنند و خلاف او را بزرگ بشمارند ، و به او گفته شود : بپرهيز از اين كه كسى از اين خلاف تو آگاه شود و در ميان مردم رسوا گردى ؛ و هر لحظه او را سرزنش نبايد كرد چرا كه اين عمل ، شنيدن نكوهش و انجام كار بد را بر او آسان و ارزش سخن را در دل او كم مىكند ؛ و پدر بايد در سخن گفتن با كودك هيبت خود را حفظ و فقط گاهى او را ملامت كند و بر مادر لازم است كه او را از ( خشم ) پدر بترساند و از انجام زشتيها منع كند . و نيز لازم است از خواب روز او جلوگيرى كند ، زيرا موجب كسالت مىشود و او را از خواب شب منع نكند ولى از خوابيدن او بر بساط نرم جلوگيرى كند ، تا اندامهايش محكم گردد و بدنش ضعيف نشود و نتواند در برابر نعمت خوددارى كند ، حتى بهتر است به فرش و لباس و غذاى خشن عادت كند ، و لازم است او را از هر كار پنهانى بازدارند زيرا كارى كه در نهان انجام مىدهد به زشتى آن معتقد است و هر گاه به حال خود رها شود به كار زشت عادت مىكند ، و او را در ساعتى از روز به حركت و راه رفتن و ورزش عادت دهند تا كسالت بر او غالب نشود ، و عادتش دهند كه لباسهايش را بازنگذارد و تند راه نرود و دستهايش را رها نسازد بلكه به سينه‌اش بچسباند ، و او را عادت دهند كه بر همگنان خود به دارايى پدرش يا پوشاك و خوراك يا تخته و دوات خود مباهات نكند ، و به تمام همنشينان خود احترام كند و متواضع باشد و در سخن گفتن با آنها مهر ورزد ، و اگر از اولاد بزرگان است نگذارند از كودكان چيزى بگيرد كه بزرگىاش خدشه‌دار شود ، بلكه بداند كه رفعت مقام در بخشيدن است نه گرفتن ، و گرفتن از ديگران فرومايگى است و اگر از فرزندان تهيدستان است بداند كه گرفتن و طمع در مال ديگران خوارى است و عادت سگ است ، زيرا سگ در انتظار لقمه‌اى دمش را مىجنباند . كوتاه سخن آن كه براى كودكان دوست داشتن طلا و نقره و طمع در آنها زشت است و بايد از آنها بيشتر از مار و كژدم بگريزند ، زيرا بلاى دوستى طلا و نقره و طمع در آنها بيش از بلاى زهر بر كودكان بلكه بر بزرگان است ، و بايد